manimani، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره

مانی کاظمینی

سفرنامه بوشهر (قلعه تاریخی خورموج۱۳/۳/۹۱)

1391/3/25 16:00
نویسنده : مامان مانی
613 بازدید
اشتراک گذاری

مانی و قلعه تاریخی خورموج(سفرنامه استان بوشهر۱۰/۳/۹۱)

خورموج(استان بوشهر)

خورموج یکی از شهرهای استان بوشهر و مرکز شهرستان دشتی است. طول جغرافیایی خورموج ۵۱ درجه ۳۸ دقیقه شمالی و عرض جغرافیایی آن ۲۸ درجه ۶۵ دقیقه شرقی است و ارتفاع آن از سطح دریا ۶۰ متر است. مردم آن به زبان فارسی بومی (گویش دشتی) صحبت می‌کنند. وسعت آن ۷۹۷ هکتار می‌باشد.

بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ آمار رسمی جمعیت این شهر ۳۱۶۶۷ نفر می‌باشد.[۱]


یکی از مهمترین مراکز منطقه دشتی (منطقه تاریخی، فرهنگی و قومی) است. قدمت این شهر به قبل از اسلام برمی‌گردد و وجود آثار و ابنیه تاریخی در این شهر حکایت از قدمت باستانی آن دارد. آثاری همچون بارگاه میر ارم بن سام بن نوح، باقیمانده‌های شهر باستانی خورموج و قلعه محمد خان دشتی،آتشکده خورموج، قلعه دختر، عمارت شیرینه و... .
تاریخچه
 [ویرایش]

این شهر از لحاظ مذهبی و فرهنگی پیشینه طولانی در منطقه دشتی دارد.

وجه تسمیه [ویرایش]

در وجه تسمیه این شهر سه نظر نزدیک به هم گفته شده یکی اینکه چون نور خورشید در دشت آن با طلوع از کوهی بلند درخشش‌ خاص‌ دارد و موج می زند; از این‌ نظر نام‌ این‌ منطقه‌ خورموج‌ شده‌ است‌. دوم اینکه به‌ نظر می‌رسد نام‌ خورموج‌ مناسبتی‌ با نام‌های‌ ساسانی‌ داشته و از از نام‌ هرمز مشتق‌شده‌ باشد که‌ بعدها تبدیل‌ به‌ هرموز; هرموج‌ و خورموج‌ شده‌ است‌ و امروز خورموج‌ می‌نویسند.[۲]

سوم اینکه قدیمی‌ترین‌ کتاب‌ جغرافیایی‌ که‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ نو آغازین‌ بر جای‌ مانده‌، کتابی‌ است‌ با عنوان‌ حدودالعالم‌ من‌ المغرب‌ الی‌ المشرق‌ از مؤلفی‌ ناشناس‌ که‌ آن‌ را در سال‌ (۳۷۲ هجری‌ قمری‌ - ۹۸۱ میلادی‌) تألیف‌ کرده‌ است‌. در این‌ کتاب‌ در ذیل‌ نواحی‌ آباد و پررونق‌ جنوب‌ غربی‌ ایران‌ امروز ـ خصوصا ناحیه‌‌ سیراف‌ و اطراف‌ دشتی‌ ـ از شهری‌ به‌ نام‌ خرمک‌ نام‌برده‌ شده‌ است‌. (حدودالعالم‌...، ص ‌۳۷۴) خرمک‌ را می‌توان‌، بر خورموج‌ امروزی‌ منطبق‌ دانست‌ و احتمال‌ داد که‌ در قرون‌ دوم‌ تا چهارم‌ اسلامی‌ و شاید در دوران‌ باستان‌، خورموج‌ امروزی‌ را خرمک‌ می‌نامیده‌اند که‌ معرب‌ آن‌ نیز خرمق‌ بوده‌ است‌. در ریشه‌یابی واژگانی‌، خرمک‌ (xormuk) کلمه‌ای‌ است‌ که‌‌ از دو جزء خر+مک تشکیل‌ شده‌ است‌ که‌ جزء نخست‌ -خُر-، از ریشه‌ی‌ اوستانی‌ به‌ معنی‌ خوردن‌ است‌ و همراه با -مو- به‌ معنی‌ خوردنی‌ یا هر چیز قابل‌ خوردن‌ می‌باشد. و -ک- برای تصغیر است. درنتیجه به‌ مکانی‌ اطلاق‌ می‌شده‌ که‌ دارای‌ محصولات‌ زراعی‌ و مواد غذایی‌ فراوان‌ و علی‌الخصوص‌ خرما بوده‌ است‌. همچنین -مُک- به‌ معنی‌ پوشاندن است‌. یعنی منطقه‌ یا محل‌ پوشیده‌ شده‌ از خوردنی‌ها (خرما) بوده‌ است. همچنین مک‌ (mok) خود شکل‌ تحریف‌ شده‌ از واژه‌ای‌ فارسی‌ میانه‌ (پهلوی‌) برای‌ درخت‌ خرما (نخل‌) می‌باشد که‌ هم‌ اکنون‌ نیز در منطقه‌ی‌ جنوب‌ و غرب‌ کشور و به‌ ویژه‌ مناطق‌ شمال‌ غرب‌ خلیج‌ فارس‌ و حوزه‌ی ‌استان‌ بوشهر تقریبا با همین‌ تلفظ و درست‌ به‌ همین‌ معنی‌ رواج‌ داشته‌ و هنوز یک‌ واژه‌ی‌ زنده‌ است‌. واژه‌ی‌ مک در متون‌ پهلوی‌ را احتمالا یک‌ واژه‌ی‌ بازمانده‌ از زبان‌ ایلامی‌ دانسته‌اند. اما واژه‌ی‌ پهلوی‌ مک می تواند بازمانده‌ی‌ واژه‌ی‌ فارسی‌ باستان‌ به‌ معنی‌ گل‌ میخ‌ و میخ‌ باشد. که شکل‌ ظاهری‌ درخت‌ نخل‌ و شباهت‌ آن‌ با یک‌ میخ‌ تزیینی‌ می‌تواند مؤید صحت‌ این‌ برداشت‌ باشد. در نتیجه به معنی -خوردنی و رویشگاه خرما- است. لازم‌ به‌ ذکر است‌ که‌ درخت‌ نخل‌ (خرما) یک‌ درخت‌ گرمسیری‌ و بنابراین‌ جنوبی‌ بوده‌ و از راه‌ جنوب‌ غرب‌ کشور و منطقه‌ی‌ بین‌النهرین‌ وارد ایران‌ گردیده‌ و عنوان‌ شناخته‌ شده‌ی‌ deraxt_e asurik (درخت‌ آسوریک‌) نیز می‌تواند تصدیق‌ کننده‌ی‌ این‌ ادعا باشد. در این‌ احتمال‌ واژه‌ی‌ خرمک‌ نهایتا به‌ معنی‌ خوردنی‌ درخت‌ مخ‌ یعنی‌ خرما بوده‌ است‌.[نیازمند منبع]

بزرگان [ویرایش]

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)